Home
برگ نخست
Downloads
دریافت فایل
Forums
تالار گفتگو
Your Account
صفحه شخصی
مجتمع فنی تبریز قویترین پایگاه آموزشی و تجارت الکترونیک در شمالغرب کشور
منو اصلی

 صفحه اصلي
 تماس با مدیر سایت
 نقشه سايت
 فروشگاه سايت
 آمار سايت
 خانه عكسهاي سايت شهريار

 کاربران
 انجمنهای گفتگو
 پیغام خصوصی
 نوشته روزانه کاربرن
 معرفی به دوستان
 اخبار و مطالب
 موضوعات
 آرشیو مطالب
 ارسال اخبار
 آرشیو ردیفی اخبار
 ارسال مقالات
 پیوند
 دریافت فایل
 لینکستان
 ضمیمه ها
 مقالات
 بهترینهای سایت
 جستجو
 سایر سایتها
 سایت رسمی نیما یوشیج
 وبلاگ سایت شهریار
 وبلاگ زيباي شهر تبريز


پخش ويديو هاي استاد شهريار
shahriyar

By: Anonymous
On: 31st May 2010
Views: 278
Rating: 1.67 Votes: 252



پخش صوتي اشعار استاد شهريار
در حال حاضر مشکلی در اجرای پلیر وجود دارد.


پیامهای کوتاه
پیام های قدیمیتر   

 


اطلاعات کاربران
خوش آمدید , کاربر مهمان
نام کاربری
رمز عبور
کد امنیتی: کد امنیتی
محل واردکردن کد امنیتی

(عضویت)
کاربران سایت:
آخرین: davidfarar
امروز : 0
دیروز: 0
مجموع: 324

بازدیدکنندگان:
مهمان: 18
عضو: 0
مجموع: 18



دیکشنری



Powered by kianonline.ir


ليست مقالات اخير سايت شهريار
· شهریار شناسی
· عشقی با شهریار
· HEYDER BABA’YA SELÂM ( با الفبای لاتین )
· " حیدر بابا یا سلام "
· ترجمه منظومه " حیدر بابا " به زبان انگلیسی
· ترجمه حیدربابا یا سلام به زبان استانبولی
· ترجمه فارسی منظومه " حیدربابا یا سلام "
· منظومه دوم حیدربابا "حيدربابا گلديم سنى يوخليام "
· ترجمه منظومه دوم "حيدربابا گلديم سنى يوخليام " به زبان استانبولی
· منظومه دوم "حيدربابا گلديم سنى يوخليام " با الفبای لاتین
· ویژگی سخن استاد شهریار
· علي (ع) در شعر استاد شهريار
· بررسی ( حیدربابا ) معروفترين اثر شهريار
· يادي از شهريار شعر ايران
· نگاهی به زوایای شعری شهریار
· زندگينامه شهريار ( قسمت اول )
· زندگينامه شهريار ( قسمت دوم )
· ماجراي عشق شهريار از زبان شاگردش
· حنجره دردمند خشکناب
· عناصر ادبيات شفاهي آذربايجان در ديوان تركي استاد شهريار
· بررسی زندگی و اشعار و شیوه سخن استاد شهریار از نگاهی دیگر ( قسمت اول )
· بررسی زندگی و اشعار و شیوه سخن استاد شهریار از نگاهی دیگر ( قسمت دوم )
· استاد شهریار شاعر اهل بیت
· غدیر در شعر فارسی از کسایی مروزی تا شهریار
· شهریار در یک نگاه
· ويژگي‌هاي هنري شهريار
· ديداري با شهريار... ( مصاحبه با استاد شهریار "قسمت اول" )
· ديداري با شهريار... ( مصاحبه با استاد شهریار "قسمت دوم" )
· گذري و نظري در كردستان و آذربايجان
· محمدحسين شهريارو تجدد شعر ( قسمت اول )
· محمدحسين شهريارو تجدد شعر ( قسمت دوم )
· شاعر شور و مستی
· سبك و شيوه سخن استاد شهريار
· آشنایی با مقبره الشعرای تبریز
· هنر شهريار ( قسمت اول )
· روح واژه‏ها روز شعر و ادب فارسی
· ديدار با شهريار ( شعر صاعقه است! )
· غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهريارا ( مصاحبه ) قسمت اول
· هنر شهریار ( قسمت دوم )
· غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهريارا ( مصاحبه ) قسمت دوم
· هنر شهریار ( قسمت سوم )
· هنر شهریار ( قسمت چهارم )
· مکتب های ا د بي ( 1 )
· مکتب های ا د بي ( 2 )
· شهريار «نابغة شعر»
· خيال و حقيقت (دكتر مهدي روشن ضمير )
· شهريار و موسيقي
· سیمرغ سهند (1)
· سیمرغ سهند (2)
· جامعه‌شناسي ادبيات و مثلث هنر ( قسمت اول )
· جامعه‌شناسي ادبيات و مثلث هنر ( قسمت دوم )


مترجم سایت شهریار
Translation


ديدار با شهريار ( شعر صاعقه است! )

 

م. حسن بيگي

زندگي‌نامه‌اش

«سيدمحمدحسين بهجت تبريزي» نام واقعي شاعر هنرمندي است كه امروزه روز خوانندگان شعر اصيل پارسي با نام « شهريار» مي‌شناسندش.

شهريار در سال 1281 در روستاي خشكناب از توابع آذربايجان‌شرقي و در خانواده يكي از وكلاي طراز اول آن روزگار ديده به جهان گشود. روزگار كودكي را در زادگاهش ماند و تحصيلات ابتدائي را با آموختن گلستان و صرف و نحو عربي از پدر پشت سرگذاشت. آنگاه براي ادامه تحصيل به تبريز رفت و دوره اول دبيرستان را در تبريز به پايان رساند.

در نوزده سالگي به تهران آمد و براي ادامة تحصيل وارد مدرسه‌ي دارلفنون شد و بعد از پايان تحصيل متوسطه به مدرسه‌ي طب رفت. اما او كه روحي حدودناپذير و غيرقابل گنجايش در يك محدوده‌ي معين را داشت از كودكي حس مي‌كرد عامل ناشناخته‌يي وجودش را گاه گدار تحت تأثير قرار مي‌دهد. خيلي زود با درس و مشق وداع كرد و در سال‌هاي آخر مدرسه‌ي طب، عطاي تحصيل را به لقايش بخشيد و در سال 1310 وارد خدمت دولت شد.

شهريار دست توانائي در طنز دارد و سروده‌هاي گونه گوني كه در اين زمينه تاكنون از وي ديده‌ايم گاهي است صادق بر اين ادعا.

وي علاوه بر منظومه‌ي «حيدربابايه سلام» كه به لهجه‌ي آذري سروده، صاحب ديواني از غزل و قصيده و ساير قوالب شعري نيز هست كه در سه جلد تاكنون بارها تجديد چاپ شده و در دسترس خوانندگان و خواهندگان هنرش قرار دارد.

«مي‌دانيد كه سرنوشت هنرمند در همه جاي دنيا يكي است. هنرمند وقتي مقبوليت عام مي‌يابد كه پير شده است و از كار افتاده است.»

اين حرف را استاد محمدحسين شهريار غزل‌سراي نام‌آوري كه طي سال‌هاي دير و دور گذشته نمونه‌هاي خوبي از غزل ايران را ارائه داده است در آخرين ديداري كه با هم داشتيم به زبان آورد كه دوست دارم جوابي را كه آن روز به حرفش دادم دوباره بنويسم و اينكه: شهريار در پيري و از كار افتادگي مقبوليت عام نيافته بلكه غزل‌هاي ماندگارش از پنجاه و چند سال پيش به اين سو مقبوليتش را نزد خواننده‌ي شعر پارسي تضمين كرده است و همين كه من امروز روبرويش نشسته‌ام و حرفهايش را مي‌نويسم حكايت از حقانيتي دارد كه سالهاست پايه‌هاي ايمانم را بر آن نهاده‌ام.

و به هر حال اين حرفهايي است كه در گذشته‌يي نه چندان دور و نه چندان نزديك مجال يادداشت كردنش دست داده است:

گذشته آئينه‌يي راستين در راه آينده است. شاعر امروز بايد فكر كند استادان مسلمي كه ما در ادبياتمان داشته‌ايم حائز چه صفات مشتركي بوده‌اند كه جاوداني شدنشان را سبب شده است؟ شعر سعدي، مولانا و حافظ... گرچه از نظر مضامين و سبك اختلافاتي با يكديگر دارد معهذا از نظر كيفيت اگر كه بنگريم در دو صفت عشق و ايمان وجه اشتراكي ناكردني با يكديگر دارند.

 

شعر در عصر صنعت و ماشين

شهريار آنگاه به تعريف وجوه اشتراك اشعار گذشتگان و راز و رمز ماندگاري جاودانگان  شعر پارسي پرئاخت با اين توضيح كه:

عشق مكتبي است روحاني كه ما را به عالم اسرار و رموز مربوط مي‌كند و روي هم رفته شاعر آدمي است در رديف پيغمبر. چون احتياج به الهام دارد و شاعر وقتي اقعاُّ شاعر است كه شعرش با عشق، زادگان توأمان باشند و اگر شاعري بي‌عشق شعر بگويد شعرش ديگر شعر نيست، بلكه پديده‌يي است صنعتي و در حكم مصنوعي كه در ساختن آن فقط اصول و تكنيك رعايت شده است و دريغا كه در عصر صنعت و ماشين عشقي نيست تا شعري باشد.

 

حرف نو، نه قالب نو

شهريار در مورد شعر نو عقيده جالبي دارد و قتي آن را بيان مي‌كند، مي‌بينم برخلاف خيلي‌ها تنها قالب نو از نشانه شعر نو نمي‌داند بلكه معتقد است:

هر شعري بايد نو باشد چون شعري كه نو نباشد مطبوع نيست. نوگوئي و نوسرائي در ادبيات معاصر نيز زائيده نيازي است كه از تجدد بعد از زمان مشروطيت ريشه مي‌گيرد. لازمه‌ي نو بودن شعري نزديك بودن آن به زبان محاوره‌يي است و اين خدمت بزرگي است كه ايرج ميرزا با آوردن اصطلاحات عاميانه به شعر معاصر كرده است. و شكي نيست حافظ و سعدي هم اگر امروز زنده بودند با زبان و تعابير امروزي شعر مي‌گفتند. ولي اگر منظور شعر آزاد است، بايد عرض كنم پديده‌ي چندان تازه‌يي نيست و در گذشته‌ي خيلي دور حتي به صورت [بحر] طويل و مستزاد وجود داشته است.

 

شرط اول شعر گفتن

مي‌گويم: انكار شعر امروز به اين صورت كمي بي‌انصافي است، چون قالب آزاد هيچ حسني اگر نداشته باشد لااقل اين حسن را دارد كه قدرت عمل بيشتري براي بيان منظور به شاعر مي‌دهد و شهريار مي‌گويد:

شعر آزاد را بايستي وقتي به كار گرفت كه قوالب غزل، قصيده، قطعه و مثنوي از عهده‌ي بيان منظور برنيايند؛ چراكه شرط اول شعر گفتن شاعر بودن است و شعر آزاد مي‌بايست مانند ساير امور داراي حدود و ثغوري باشد (البته قابل تعريف) در حالي كه وضع كاملاُّ برعكس است و شعرهاي آزاد را متخصصين هم محال است بتوانند درك كنند و من هرگز نتوانسته‌ام وجوه اشتراكي در آثاري كه از نوپردازان خوانده‌ام بيابم. البته ناگفته نگذارم افرادي چون: هوشنگ ابتهاج، نادر نادرپور، فريدون مشيري، مهدي اخوان ثالث، منوچهر آتشي، فريدون توللي، منوچهر نيستاني، نصرت رحماني و چند نفر ديگر گو اينكه كارهايي در قالب آزاد كرده‌اند معهذا واقعاُّ شاعرند و اشاره‌ي من بيشتر متوجه مقلدان بي‌مايه  و تنك مايه‌يي است كه به درمان درد برخاسته‌اند بي‌آنكه درد را تشخيص داده باشند.  و جاي تأسف است كه اكثر نوپردازان مثل كساني كه در گذشته اصلاُّ ادبيات نداشته‌اند مي‌خواهند از نو شروع به ساختن فرهنگ كنند بدون اينكه شعر آباء و اجدادي وسنتي خويش را بشناسد يا كمترين اطلاعي از آن داشته باشند.

 

فرم مطرح نيست

شهريار در ادامه حرفهايش به لزم بازگوئي دردهاي اجتماعي در شعر اشاره مي‌كند و آن را يكي از ويژگيهاي شعر امروز به شمار مي‌آورد و مي‌گويد:

ما نياز داريم تا دردهاي اجتماعي خويش را به وسيله‌ي شعر بازگو كنيم. شعر امروز آن است كه مانند صاعقه اثر بگذارد. نه اينكه او را به توهم و سرگيجه دچار كند. و اينكه عده‌يي عقيده داردند دوره‌ي غزل سپري شده است، سخت در اشتباهند زيرا براي خواننده‌ي شعر فرم مطرح نيست بلكه خواننده شعري مي‌خواهد كه بازگو كننده‌ي دردهاي اجتماعش باشد و كساني كه با لجاجت كوشش دارند تا در قالب چيستان و معما حرف بزنند كارشان چيزي مثل جنون و ديوانگي است. درست مثل اينكه يك عالم شيمي بيايد و هنگامي كه در زمينه‌ي شيمي مشغول تحقيق است تمام فرمولها و دانسته‌هاي قبلي را دور بريزد و از نو بخواهد فرمولهايي تازه ابداع كند. مرحوم نيما مي‌گفت: ما كار خود را مي‌كنيم و مي‌رويم، آن وقت روزگار غربال به دست به دنبال ما مي‌آيد. خوب را نگاه مي‌دارد و بد را به دور مي‌اندازد. و حالا در مورد شعر امروز هم چنين است. بسيار از متشاعران بي‌مايه مي‌پندارند با نوشتن نثرهاي بريده، بريده، شاعر جاوداني باقي خواهند ماند.

 

قضاوت از توي گود

شهريار خيلي از سروده‌هايي را كه ظرف سالهاي اخير طبع و نشر شده فاقد خصوصيات لازم شعري مي‌داند ولي اين نظريه را با انصاف كامل و فقط در مورد اشعاري كه با موازين سالم شعري مطابقت ندارند به زبان مي‌آورد و مي‌گويد:

مي‌ترسم حرفهايم اين سوء تفاهم را براي بعضي‌ها به وجود بياورد كه به پشتوانه‌ي غزلسرا بودن هيچ شعري جز غزل را قبول ندارم. در حالي كه به هيچ وجه چنين نيست و حتي ديده‌ايد اگر گاهگاه مناقشه‌يي بين شعراي سنت‌گرا و نوپرداز بوده هرگز وارد آن نشده‌ام. چون معتقدم هر نوعي از شعر محل و موردي دارد. من اگر غزلسرايم دليلي ندارد كه قصيده‌سرايان را تخطئه كنم. گذشته از اين من اگر مخالفتي دارم با كج‌گرائي است نه با نوگرائي. همان‌طور كه مي‌دانيد شعر نو به وسيله‌ي نيما و خود من به وجود آمد و پاگرفت، چون ما شاعران اين زمانيم و نمي‌توانيم مانند سيصد سال پيش سخن بگوئيم و با اين حساب مسئله‌ي شعر كلاسيك و شعر امروز به خودي خود منتفي است و گويا قبلاُّ گفتم  اگر نه حالا مي‌گويم شعر امروز آن است كه مانند صاعقه بر خواننده اثر بگذارد فقط بايد اين نكته را به خاطر بسپاريم كه از نو سخن گفتن به جاي خود منطقي است اما هيچگاه ارتباطش را با گذشته قطع نمي‌تواند بكند و شاعر امروز نبايد صرفاُّ به بهانه‌ي نوگرائي و نوسرائي كليه‌ي موازين زبان را زير پا بگذارد. چه در آن صورت ديگر شاعر نيست.

 

گناه از مردم نيست

شهريار در خصوص بي‌توجهي مردم به شعر (و مخصوصاُّ در سالهاي اخير) نظريه‌ي جالبي دارد و مي‌گويد:

گناه بي‌توجهي به شعر متوجه مردم نيست بلكه در درجه‌ي اول متوجه شاعراني است كه بد شعر گفته‌اند و همين شعرهاي ناسره را چاپ كرده‌اند. ديگر اينكه مطبوعات گناهكارند كه در طول لااقل دهه‌ي اخير عرضه كننده‌ي شعر خوب نبوده‌ايد و با چاپ مطالبي نامفهوم و دور از ذهن خوانندگان شعر فارسي را فراري داده‌اند.  بالاتر از همه‌ي اينها منتقديني مقصرند كه نخواسته‌اند شعر امروز را به خوانندگان بشناسانند. چرا كه هر تحولي احتياج به معرفي دارد. شعر امروز ايران نيز پديده‌يي است كه چندان كهنسال نيست و هوز در سالهاي نوجواني خويش است و به جرأت مي‌‌توانم بگويم ما اگر به نيما در زمينه‌ي بنيان‌گذاري شعر امروز معتقديم، بايد اين نكته را نيز بپذيريم كه بعد از وي خيلي از پيروان او توانسته‌اند كارهايي در حد آثار نيما و حتي بهتر از او داشته باشند، اما متأسفانه به علت سهل‌انگاري و كم‌كاري منتقدين ناشناس مانده‌اند. در حاليكه معرفي كامل اين گروه مي‌توانست شعر امروز را به خوبي به خوانندگان معرفي كند. چون به عقيده‌ي من مردم همان مردم هستند و هيچ تغييري نكرده‌اند، به اضافه‌اي اينكه معلوماتشان هم بالاتر رفته است. اما همين مردم وقتي با عامل ناشناخته‌يي روبرو مي‌شوند، كاري جز كاري كه امروز كرده‌اند از دستشان برنمي‌آيد. و اگر منتقدين همت كنند و ويژگيهاي شعر امروز را با خوانندگان شعر در ميان بگذارند، مطمئنم كه مردم با آگاهي به شعر امروز روي مي‌آورند و باعث رونق و پيشرفت آن مي‌شوند.

 

حرف آخر

حرف بسيار است و گفتني بسيارتر اما اين رشته‌يي است كه به قولي سر دراز دارد، و با يك نشست و يك گپ و گفت [وگو] مشكل بتوان همه‌ي حرفها را گفت و تمام پاسخ‌ها را شنيد. و هنگامي كه من ديگر حرفي براي گفتن و سئوالي براي پرسيدن ندارم، از شهريار مي‌پرسم: شما حرفي به عنوان ختم مقال نداريد؟ مي‌گويد، چرا، از قول من بنويسيد:

براي شاعر بودن فقط بايد شعر گفت. من و تمام شعر در مقابل تاريخ به منزله‌ي پركاهي هستيم كه روزگار ما مي‌برد به هر جايي كه خاطرخواه اوست، اما يك نكته را بايد به ياد بسپاريم و آن اينكه مردم اين مملكت با حافظ‌ها و سعدي‌ها بزرگ شده‌اند و نمي‌توانند نثرهاي كتاه و بريده بريده را كا اكثراُّ هم نه وزن دارند و نه قافيه و معنا، به عنوان شعر بپذيرند. به همين جهت بهتر است شاعران به جاي جار و جنجال و تخطئه‌ي همديگر، هر كدام كار خودشان را بكنند و در صدد غناي كار خودشان باشند و تصور نكنند هر شعر وزن و قافيه داري كهنه است و هر شعري كه بي‌وزن و معنا باشد مي‌تواند به عنوان يك اثر نو به حساب آيد، چرا كه ممكن است گاهي يك اثر ممتاز سمبوليك نيز داراي وزن و قافيه باشد؛ همانگونه كه عكس اين قضيه نيز صادق است و في‌المثل يك غزل نيز مي‌تواند كاملاُّ مبتذل و بي‌محتوا باشد.


منبع : به همین سادگی و زیبایی


© کپی رایت توسط شهریار (کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به این سایت است.)
برداشت مقالات فقط با اجازه کتبی و ذکر منبع امکان پذیر است.

نوشته شده در تاریخ: 1387/6/26 (1256 مشاهده)

[ بازگشت ]
سایت رسمی استاد محمد حسین شهریار

کلیه حقوق مادی و معنوی سایت شهریار متعلق به مدیر سایت ( سید یوسف سعیدی ) میباشد
                                                                  
            
                            

                                                                                                         
                                                   

PHP-Nuke © 2004 Francisco Burzi
INP-Nuke © 2005-2007 IranNuke

مدت زمان ایجاد صفحه : 0.05 ثانیه