پر مي زند مرغ دلم به ياد آذربايجان
خوش باد وقت مردم آزاد آذربايجان
ديري است دور از دامن مهرش مرا افسرده دل
باز اي عزيزان زندهام با ياد آذربايجان
آزادي ايران زتو ،آبادي ايران ز تو ،
آزاد باش اي خطه آباد آذربايجان
تا باشد آذربايجان پيوند ايران است و بس
اين گفت با صوتي رسا ، فرياد آذربايجان
تا چند در هربوم و بر آواره ايد و در به در
دستي به هم اي نامور اولاد آذربايجان
بر زخم آذربايجانهان » شهريار « مرهمي
تا شاد گرداني دل نا شاد آذربايجان
استاد » محمد حسين بهجت تبريزي « متخلص به شهريار يكي از درخشانترين چهرههاي شعر معاصر ايران است . در طول تاريخ ادبيات هر كشوري ، شاعران و نويسندگان كم شماري هستند كه بسان ستوانهاي استوار ، آسمانه آن سرزمين را بر سر انبوه شاعران و نويسندگان ديگر نگه ميدارند . چنين نوابغي هر چند سده يك بار ظهور ميكنند و تاريخ ادبيات يك ملت نيز براي ظهور چنين نوادري به ادوار مختلف تقسيم مي شود . شاعران بزرگي چون نظامي گنجوي ، خاقاني شرواني ، مولوي ،صائب تبريزي . .... از اركان شعر به شمار ميروند و نقش اساسي درپيدايش ادوارمهم ادبي داشتهاند دركنار اين نوابغ شعر و فرهنگ ، استاد شهريار از جايگاه ويژه اي درشعر و ادب ايران و آذربايجان برخوردار است .گواه اين ادعا نيز علاوه بر خلق اشعار زيادي به زبان فارسي ، آثار تركي وي ميباشد .
شاهكار » حيدر بابايه سلام « فرازين قله آثار تركي شهريار به شمار مي رود . درعصري كه شعر و ادب تركي مورد بي مهري قرار گرفته بود ،در عصري كه بچههاي معصوم آذربايجان را به جرم تركي حرف زدن در مدارس جريمه ميكردند، در عصري كه تركهاي ايران تحت شديدترين ستم ملي قرار داشتند ، شهريار با سرودن اين شاهكارش به زبان مادري ، فصل نويني را درتاريخ پرفراز و نشيب اقوام مختلف ايراني رقم زد .
مهمترين ويژگي و امتياز شهريار نسبت به ساير شعراي بزرگ در اين است كه اشعارش مورد توجه خاص و عام بود . از كودكان روستايي كه حيدر بابا را زمزمه ميكنند تا فرهيختگان كه در دقائق وظائف اشعار وي به تفحص ميپردازند ، مهسور زيبائي و لطافت كلام شهريار هستند .
مهارت و تسلط شهريار در ادب و فرهنگ دو زبان تركي و فارسي ، به اتفاق نظر غالب سخن سنجان امتيازي منحصر به اوست با اين حال زمانيكه در سال1381 سالروز وفاتش را به نام روز ملي شعر و ادب ايران نامگذاري كردند اكثرروزنامه ها و نشريات ،با درج مقالاتي سعي در تخريب شخصيت جهاني شهريار داشتند و معتقد بودند كه مناسبت روز ملي شعر و ادب ايران بايد از ميان شاعران فارسي زبان ديگري همچون فردوسي ، حافظ ، سعدي و .......... انتخاب شود . اين گروه از ادبا و صاحبنظران (!) درتوجيه ادعاهايشان ، اشعار شهرياررا از لحظ سبك شعري و محتواي شعري غيرقابل مقايشه با اشعار اين شاعران پارسي گوي ميدانستند و ..... غافل از اين بودند كه مهمترين عامل ماندگاري شعر شهريار جامعيت و تنوع شعرشهريار ميباشد . شعرشهريار مخصوصاً غزلياتش به خاطر تنوع موضوع و طرح مسائلي كه در گذشته معمولاً در قالبهاي ديگر شعر فارسي از جمله قصيده و قطعه ومثنوي مورد توجه واقع مي شد ، در خور بررسي و تحليل است . شهريار نه تنها در شيوه كلاسيك وموسوم ادب فارسي حق سخنوري را ادا كرده ،بلكه دراسلوب بودن شعر فارسي نيز اعجازي اعجاب انگيز نشان داده است . جهان بيني فلسفي ، نگرش اجتماعي ، جلوههاي عاطفي ،ذوقي وهنري اسلوب متين و استوار شاعري درعين حال لطافت و ظرافت خاص او در آثاري چون : هذيان دل، اي واي مادرم ، نقاش ، پيام انشتين و .... منتقدان شعر فارسي را دچار حيرت و سرگشتگي كرده است و به يقين بعضي از اين آثاردر صورت شرح و بسط ، تبديل به گنجينهاي جاودانه مي شود .
جامعيت وتنوع در شعر شهريار و نيز انسانيت شهريار ، وي را به شاعري مردمي و محبوب تبديل كرد و نامگذاري سالروز وفاتش به روز ملي شعر و ادب شايد كوچكترين كار درحق اين شاعر متعهد و مردي مي باشد . به هر حال بررسي و تحليل آثار استاد شهريار در اين نوشته مدنظر نگارنده نميباشد بلكه سعي بر آن است كه با نگاهي اجمالي به زندگاني ادبي واجتماعي استاد ، سيري در تاريخ واقعي و حوادثي كه مقارن با حيات استاد بود داشته باشيم كه قطعاً وقوع حوادث تاريخي ميتواند در آثار و نوشتههاي هر شاعر ونويسندهاي اثر بگذارد و استاد شهريار هم ازاين قاعده مستثني نبوده است .
سيد محمد حسين بهجت تبريزي متخلص به شهريار فرزند سيد اسماعيل موسوي معروف به حاج ميرآقا خشكنابي ، در سال 1285ه ش در تبريز متولد شد . دوران كودكي شهريار مقارن با وقوع انقلاب مشروطيت در ايران بود . تبريز آن روز به علت تاثير پذيري از انقلاب مشروطيت اوضاع مناسبي نداشت . حاج مير آقا نيز به علت نا امن بودن موقعيت سياسي شهر، خانواده را به همراهي خواهر و مادر خود به قريه قيش قورشاق از توابع قره چمن كوچ داد .
شهريار در همان قريه در مكتب ملا ابراهيم براي تعليم قرآن كريم آغاز تحصيل ميكند و در بين شاگردان از هوش و ذكاوت سرشاري برخوردار بود . استاد چون ايام كودكي و نوجوانياش را در قريه قيش قورشاق ، شنگل آباد و خشكناب بسر برده خاطرات بسيار شيرين و فراموش نشدني از آن ديار با صفا دارد . شاهكار » حيدر بابايهسلام« استاد نيز به ذكر خاطرات همين ايام برميگردد و استاد شهريار بين سالهاي 1330-1332» آن را به نظم كشيده است . اين شاهكار استاد در عصري پديد آمد كه قوانين طاغوتي بر دهان ملتي بزرگ قفل خاموشي زده بود و نوشتن به زبان تركي را ممنوع كرده بود و آنهايي كه در ميان مردم ايران نفاق ميآفريدند اين ظلم را پس پرده وحدت ملي مخفي كرده و سعي در توجيه آن داشتند و شهريار با سرودن اين شاهكارش اين سكوت مرگبار را شكست آري حيدرباباي شهريار نقطه آغازين حركتي بود كه پويايي زبان تركي را براي هميشه تضمين كرد و شاعران زيادي با الهام ازحيدربابا اشعار بديعي سرودند كه هر چند شايد هيچ يك از لحظا محتوا به پاي حيدر باباي شهريار نمي رسيد ولي به نوبه خود درتداوم اين راه يعني مبارزه با امحاي زبان تركي موثر بود .
شهريار پس از آرام شدن اوضاع تبريز و بازگشت به اين شهر ، تحصيلات خود را در شهر محمديه تبريز به پايان رساند . و در سال 1300 هـ ش براي ادامه تحصيلش در تهران ، دوستان زيادي پيدا ميكند . دوستاني كه هر كدام به نوعي در شخصيت وي و آثارش تاثير به سزايي داشتهاند كه از آن جمله ميتوان از آقاي لطف الله زاهد ، حبيب سماعي ، استاد وزيري ، ملك الشعراي بهار ، ابوالحسن صبا ، عارف قزويني و اسماعيل امير خيري نام برد .
شهريارپس از مدت 5 سال تحصيل در دارالفنون و در رشته پزشكي در اثر گرفتاري در عشق نافرجام از ادامه تحصيل باز ماند و راهي نيشابورشد و در اداره ثبت و اسناد اين شهر مشغول به كار شد . وي تمام ماجراهاي عشق نافرجام و بي سروسامانياش در تهران را در شعر بهجت آباد خاطيره سي به زيبايي بيان ميكند :
اولدوز ساياراق گؤزله ميشم هر گئجه ياري
گئج گلمهده دير يار ? يئنه اولموش گئجه ياري
گوزلر آسيلي ?يوخ نه قارالتي ، نه ده بيرسس
باتميش قولاغيم ، گور نه دوشور مكده ديداري
عشقين كي قراريندا وفا اولميا جاقميش
بيلمم كي طبيعت نيه قويموش بو قراري ؟
از بس مني ياپراق كيمي هجرانلا سارالديب
باخسان اوزونه سانكي قيزيل گولدي ، قيزاري
محراب شفقده اؤزومو سجده ده گؤردوم
قان ايچره غميم يوخ ، اوزوم اولسون سنه ساري
عشقي واريدي » شهريار« ين گوللي - چيچكلي
افسوس ، قارا يئل اسدي ،خزان اولدي بهاري ....
استاد در طول اقامتش در نيشاپور مشهد( 14-1311هـ ش ) در انجمنهاي ادبي خراسان شركت ميكرد و در اين مدت با استاد كمال الملك آشنا شد . پس از پايان ماموريتش در خراسان به تهران بازگشت و در فروردين 1315 هـ ش با كمك اسماعيل امير خيزي در بانك كشاورزي استخدام شد . استاد از اينشهر خاطرات خوشي نداشت .
به طوري كه در يكي از شعرهايش به وضوح اشاره ميكند كه تهران غيرت ندارد :
تهرانين غيرتي يوخ ، شهرياري ساخلاماغا
قاچميشام تبريزه قوي ياخشي يامان بيللهنسين
ولي اقامت اجباري درتهران و آشنايي با بزرگان شعر و ادب اين شهر زمينهساز خلق بسياري از آثار شهريار بود. پس از فوت پدرو مادرش و احساس غربت و نا امني در تهران بالاخره به زادگاهش تبريز بر ميگردد و از سوي شخصيتهاي ادبي و فرهنگي اين شهر با استقبال گرمي روبرو ميشود به طوريكه تحت تاثير اين استقبالها ، غزل معروف آذربايجان را ميسرايد . استاد در اين عزلش ، از وطن ، هويت ملي و فرهنگي غني سرزمينش سخن ميراند :
پر ميزند مرغ دلم با ياد آذربايجان
خوش باد وقت مردم آزاد آذربايجان
آزادي ايران ز تو آبادي ايران ز تو
آزاد باش اي خطه آزاد آذربايجان
پس از اقامت در تبريز ، استاد پس از ازدواج با يكي ازاقوامش شروع به چاپ آثارش مينمايد . در سال 1345هـ ش شاهكار دومش به نام » سهنديه « را در جواب شعرهاي شاعر گرانقدر آذربايجان » بولود قاراچورلو « خلق ميكند .
بولود قراچورلو متخلص به سهند شعري را با عنوان » شهريارا مكتوب « خطاب به استاد شهريار ميسرايد .
اين شعر نمايانگر موضعگيري شاعر مبارز آذربايجان در برخورد با مسؤوليت و تعهد هنرمندان است .
سهنديه در اين شعر خطاب به شهريار ميگويد :
اؤزگه چيراغينا ياغ اولماق بسدير
دوغما ائللريميز قارانليقدادير
يانيب ، يانديرماياق يادين اوجاغين
ائويميز سويوقدور ، قيشدير، شاختادير ..........
استاد شهريار نيز تحت تاثير اين شعر شاهكار معروف » سهنديه«را در جواب اين شعر مي سرايد :
شاع داغيم، چال پاپاغيم ائل داياغيم ، شانلي سهنديم ،
باشي طوفانلي سهنديم
باشدا حيدر بابا تك قارلا - قيروولا قاريشيبسان ،
سون ايپك تئللي بولود لارلا افقده ساريشيب سان ،
ساوا شار كن باريشيب سان
استاد شهريار پس از عمري تلاش و كوشش جهت اعتلاي فرهنگ و ادب سرزمين مادريش در 27 شهريور 1367 هـ ش در بيمارستان مهر تهران جان به جان آفرين تسليم كرد .همزمان با فوت استاد ، روز 29 شهريور با اعلام عزاي عمومي در سراسر آذربايجان ، پيكر بي جان شهريار شعر ايران در مقبره الشعراي تبريزبه خاك سپرده ميشود اما انديشهها و آثار شهريار نه تنها در ايران بلكه خارج از مرزهاي ايران نيز ماندگار شد و سينه به سينه ميگردد.
منابع :
1- كليات ديوان تركي شهريار ، به كوشش پروفسور حميد محمد زاده ، انتشارات نگاه ، تهران 1372
2- ديوان شهريار ، نشر كنگره بزرگداشت سيد محمد حسين شهريار ، تهران ، 1371
3- حيدر بابايه سلام ، سيد محمد حسين شهريار ، انتشارات شمس، تبريز ،1369
4- ديدار آشنا ( مجموعه مقالات مجمع جهاني شهريار) ، تهران ، 1377
5- هفته نامه اختر ، ويژه شهريار سخن ، تبريز ، 81
6- نگاهي نوين به تاريخ ديرين تركهاي ايران ، محمد رحماني فر ،اختر تبريز ، 1379
7- نشريه خزر ، دانشگاه تربيت معلم آذربايجان ، شماره 1 آبان 1380